روان شناسی و جامع شناسی  جهانگردی

عناوین:

◊  ارزش‌های جهانگردی

◊  جهانگردی  

◊  جهانگردی و فرهنگ  

◊  روش‌های جامعه‌شناسی جهانگردی

◊  جامع شناسی

 

ارزش‌هاى جهانگردى

 خارج شدن، رفتن .... و اندکى بيشتر زيستن .... مسافرت بازگشتى به‌سوى ذات و فطرت است ... مسافرت هميشه يک گذر است؛ گذرگاهى براى آزمون‌هاى مقدماتي، شکلى از آئين پذيرش از شيوه‌اى به شيوه‌‌اى ديگر؛ مسافرت زيارت است ... هميشه بهتر، هميشه دورتر ...' ۱مارک لاپلانت، جامعه‌شناس اهل کبک، احساس خود را در مورد مسافرت چنين بيان مى‌دارد و از اين راه مسئلهٔ ارزش‌هاى جهانگردى را بيان مى‌کند. جهانگردى که نظام روابط و ارتباطات است گنجينهٔ ارزش‌هائى است که خود ميوهٔ آنها است؛ ولى مفهوم آن به‌ندرت تحليل شده است.۲

(۱). Marc Laplante, "Partir ... et viver un peu plus,"conférence prononcée le 16 mars 1978 à l'ouverture du IIIe Congres de l'Association technique du Tourisme à Quèbec (Canada).

(۲). Cf. OMT, Etude sur la contribution du tourisme à l' échange des valeurs spirituelles et à une meilleure compréhension entre les peuples, op. cit.

ارزش‌هاى جهانگردى چيست؟ آيا اين امر به ايجاد فهرستى از ارزش‌هاى سلسله مراتبى بر اساس اهميت و سپس تشريح ماهيت هر يک و روابطى که در ميان خود دارند، مربوط مى‌شود؟ در همه اعصار، فيلسوفان در مورد مسئلهٔ ارزش‌ها، يعنى ماهيت، داورى اخلاقي، جنبهٔ زيبائى شناختي، عشق، محبت، حقيقت، واقعيت و اجبار، سخن گفته‌اند. تحليل مفهوم ارزش‌هاى جهانگردى و به‌ويژه ارزش‌هاى اجتماعى و فرهنگى و روحي، مشخص کردن چيزهائى است که پذيرفته و برگزيده يا طرد مى‌گردند و در نهايت، نمى‌توان بدون پذيرش برخى ديدگاه‌هاى قابل سنجش، از جهانگردى سخن گفت.

کلرلوک (Claire Lucques) درکتاب خود با عنوان نگاه جهانگرد، انديشه و تأمل دربارهٔ موجود انساني، از انتشارات مرکز پژوهش‌هاى جهانگردى در اکس - آن - پرووانس، به سال ۱۹۶۷، نگرش فلسفى زيبائى در مورد ارزش‌هاى جهانگردى ارائه داده است. اين کتاب به مناسبت سال جهانى جهانگردي، که شعار آن 'جهانگردي، گذرنامه‌اى براى صلح' بود، انتشار يافت.

از آغاز سدهٔ بيستم، شاهد انتقاد از ارزش‌هاى سرمايه‌دارى هستيم. اين امر، نخست واکنشى در برابر دليل و منطق متعارف همراه با فيزيک کوانتومى بود. سپس اين ارزش‌ها، هم‌زمان با پايان جهان‌خوارى غربى مورد ترديد قرار گرفت و با ختم دو جنگ جهانى تشديد شد و سرانجام، ناشى از انتقاد مارکس و فرويد يا انقلابيون ماه مه ۱۹۶۸ يا هربرت مارکوزه از اخلاق سرمايه‌دارى بود. چندي، اصل لذت‌جوئي، جاى اصل واقعيت را گرفت و انقلاب تمايل به غيب‌گوئى فوريه را سامان داد. در نتيجه، تمايل به ارتقاء کيفيت زندگي، در اثر مخالفت با آهنگ رشد زندگى از نظر کمّي، که در سراسر سدهٔ نوزدهم با توليد ثروت‌هاى مادى و پول سنجيده مى‌شد، به امرى اساسى تبديل شد.

آيا جهان‌گردى واکنش جديدى نسبت به گسترش اين نظام ارزش‌ها و روشى براى گسستن غل و زنجير 'سرمايه‌داري' نيست؟ آيا واکنشى در برابر خلأ ارزشى به حساب نمى‌آيد؟ برقرارى تعطيلات، بر اثر مقايسه با ارزش‌هاى خوشبختى سرمايه‌دارى با نتايج دشوار اقدامات سخت و پيمانکارى است و چنانکه ادگار مورن مى‌گويد: 'نبود ارزش‌ها موجب ارزشمند شدن تعطيلات مى‌شود.'

در جامعهٔ صنعتي، که مشخصهٔ آن انقلاب فن‌آورانه و به‌ويژه اطلاعات و داده‌ها است. جهانگردى و اوقات فراغت، نظام‌هاى ارزشى را تحت‌تأثير قرار داده‌اند. به‌نظر مى‌رسد جهانگردى و سرگرمي، در جهانى که به روابط عاطفى و شکوفاتر با خود و ديگران گرايش دارد، از منزلتى خاص برخوردار است.۳

(۳). J. Hunziga, Homo ludens, A study of the play element in culture, Boston, Beacon Press, 1955.

جهانگردى

 

جهانگردى در قرون گذشته امتيازى ويژه براى تعداد انگشت‌شمارى از مردم بود. اما در نيمهٔ دوم قرن گذشته، در اثر اختراع ماشين بخار و به‌راه افتادن نخستين خطوط راه‌آهن، گسترش يافت. پيشرفت واقعى اين پديده، به واسطه توسعه وسايط نقيه موتورى خصوصى و حمل‌ونقل گروهى زميني، دريائى و هوائي، و گشايش جاده‌ها و بزرگراه‌هاى جديدى و مدرن، و احداث مراکز پذيرش ميهمان در مناطق اقامتى بوده، که مجموعاً موجبات پيشرفت چشمگير و شگرف آن را فراهم ساخته است.

به‌علاوه بهبود و تثبيت شرايط اقتصادى افراد و امنيت و اطمينانى که در وضعيت حمل‌ونقل موجود آمده نيز، به جريان مسافرت‌ها سرعت بخشيده است.

با اين همه پديده، جهانگردى که بدين‌سان موجوديت خود را در کشورهاى پيشرفته ارائه نمود، مى‌تواند دو تعريف عمده و مختلف زير را دارا باشد:

- به معنى عام: 'مى‌توان جهانگردى را به‌عنوان آن پديده جمعى و متنوع شدن صنعتى که از سفر و اقامت همزمان غيربوميان منشاء مى‌گيرد تعريف نمود' (پروفسور آلبر توسه‌سا ـ Alberto Sessa به نقل از کتاب 'عوامل جهانگردى و روانشناسى جهانگردي' ).

- به معنى خاص: ' جهانگردى عبارت است از مجموعه فعاليت‌هائى که در ايام فراغت انجام مى‌شود. البته نه در جهت انجام کار و امور وابسته به آن، بلکه به‌منظور استراحت، بازاريابى نيروى از دست رفته، افزايش شناخت و آگاهي، روابط انسانى و غيره اين مجموعه فعاليت‌ها مى‌بايست به سفر و اقامت در مناطقى به غير از مسکن و مأواى هميشگى منتج شود' .

تعريف اخير، جهانگردى را سال پديده‌اى با چشم‌انداز فرهنگى معرفى مى‌کند. در حقيقت جهانگردى فرهنگ يک ملت، به معنى وسيع کلمه آن است، که شيوه فکر کردن و زيستن آن ملت را مورد توجه قرار مى‌دهد. و خود نيز از همين فرهنگ منبعث مى‌شود.

امروزه جهانگردى يکى از فعاليت‌هاى عادى بشر در جامعه مدرن است و با اينکه هنوز در قالب واقعى خود درنيامده و کاملاً تثبيت نشده است، مع‌هذا به‌عنوان طريقه‌اى معمولى در تابلوى رفتارهاى مختلف انساني، که در جامعهٔ پيشرفته امروز زندگى مى‌کند، به حساب مى‌آيد.

بايد گفت جهانگردى جزء لاينفک زندگى و فرهنگى است که جامعه صنعتى موجود آورده است. به‌طورى‌که زندگى بدون سفر و تعطيلات را غيرممکن مى‌نمايد.

با اين همه جهانگردى شيوه‌هاى مختلفى دارد: جهانگردى لوکس، جهانگردى لوکس، جهانگردى کم‌خرج، جهانگردى ملى و جهانگردى بين‌المللى و غيره، که معمولاً براساس ذوق و سليقه و قدرت خريد افراد به‌وجود آمده و متفاوت است.

در درون جهانگردى فرهنگى به‌طور اعم روش‌هاى گوناگونى وجود دارد. اغلب اين روش‌ها به‌واسطه اختلاف‌نظر ميان افرادى است که جهانگردى مى‌کنند و باعث تمايز بين آنان مى‌شود. مثلاً شخصى که همراه عده‌اى که از نظر اقتصادى و يا اجتماعى در طبقه و سطح بالائى قرار دارند مسافرت مى‌کند، بيشتر مايل است موقعيت خاص خود را به رخ ديگران بکشد.

جهانگردى و فرهنگ

اگرچه فرهنگ از نظر علم مردم‌شناسى مجموعه‌اى از شناخت‌ها، اعتقادات، ارزش‌ها و تعليمات اجتماعى را در برمى‌گيرد. ولى به آن اکتفاء نکرده و هم‌زمان شيوه‌هاى رفتارى مردم را نيز شامل مى‌شود. جشن‌هاى مردمي، مراسمى که در موقعيت‌ها و زمان‌هاى خاص برگزار مى‌شوند، مطالعه روزنامه، ديدن تلويزيون، رفتن به سينما، شرکت در ورزش‌هاى گوناگون جزء رفتارهاى مردمى است. جملگى اين رفتارها کم و بيش به يک آموزش عمومى و نوعى از صنعت تبديل شده‌اند. جهانگردى نيز به نوبه خود يکى از شيوه‌هاى فرهنگى مربوط به رفتارهاى مردم است و ميدان فعاليت و حوزه عمل آن هر روزه و هر لحظه در حال گسترش و تکوين است.

در حقيقت مى‌توان ادعا نمود که تمامى فرهنگ‌ها (با معيارهاى مختلف) به بخشى از جهانگردى منتج مى‌شوند.

با اين همه بعضى از سفرها را نمى‌تواند جهانگردى ناميد. فى‌المثل مهاجرت‌هاى جمعي، در داخل يک جمعيت به خاطر دلايل قهرى طبيعت نظير سيل، خشک‌سالي، زلزله، آتشفشان و غيره انجام مى‌شود. يا مهاجرت به واسطه دلايل سياسى مانند فرارهاى دسته‌جمعي، تبعيدها و پديده چادرنشينى و بالاخره مهاجرت در رابطه با دلايل کاريابى و غيره را نمى‌توان جهانگردى محسوب نمود. زيرا مطمئناً هيچ کدام از اين سفرها در قالب انجام فعاليت آزاد در ايام فراغت نمى‌گنجد.

در دوران بسيار قديم و باستانى نيز دو نوع جهانگردى اوليه وجود داشته است. يکى جهانگردى مذهبى که معمولاً با زيارت اماکن مقدسه و يا چشمه‌سارها و رودخانه‌هاى مقدس و غيره همراه بوده و ديگرى جهانگردى مربوط به تعطيلات و استراحت. ولى هيچ کدام از اين نوع به توريسم واقعى و حقيقى که همان صنعت جهانگردى است حيات نبخشيده‌اند.

در حقيقت زيارت‌هائى که معمولاً به‌صورت انفرادى و يا حتى گروهى انجام مى‌شده است را نمى‌توان چه از نقطه‌نظر بُعد مسافت و چه از نقطه‌نظر تسهيلات موجود در محل و مقصد مسافرت با چيزى که امروزه Confort ناميده مى‌شود مقايسه نمود.

با اين حال در پاره‌اى از مناطق متبرکهٔ قبل از ميلاد مسيح، اشکال و گونه‌هائى از اقامت‌گاه‌ها و استراحت‌گاه‌هاى دسته‌جمعى براى خارجيان وجود داشته است. متعاقباً در فرهنگ بسيارى از اديان و مذاهب و همچنين در نظام ديرپاى مسيحى و غيرمسيحى نيز يکى از وظايف راهبان احداث زائرسرا براى زائران بوده است. آنان اين مهم و اين وظيفه ارزشمند را نه به‌خاطر کسب درآمد و بهره‌گيرى از منافع مادي، بلکه به پاس عشق به ذات اقدس حضرت احديث انجام مى‌داده‌اند.

با وجود آنکه جهانگردى استراحتى و تعطيلاتي، در آن زمان جزء امتيازات طبقه‌اى خاص و عده‌اى معدود بوده است مع‌هذا اين پديده به تداوم حرکت خويش ادامه مى‌داد و با استفاده از سازمان‌دهى لازم به‌صورت فعاليتى تجارى درآمد. اما هنوز به صنعت جهانگردى که موردنظر ماست نرسيده بود. اما کم‌کم و به‌دنبال توسعه مداوم خويش، گذرگاه يک فرهنگ بدوى را به‌سوى فرهنگى پيشرفته طى نمود و همچنان در حال پيشرفت است، به طريقى که امروزه فرهنگ جمعيت‌ها، شکوفا کننده جهانگردى انبوه است. در پى هرگونه تغييرى که در فرهنگ به‌وجود مى‌آيد، که طبيعتاً پاره‌اى از عوامل شناخت و آگاهى را در برمى‌گيرد، به‌ خوبى مى‌توان دگرگونى و تغيير کمى و کيفى در ابعاد جهانگردى مذهبى خواهد بود (يا بالعکس) و يا از کم شدن تعداد افراد خانواده و وابستگى آن مى‌توان به کاهش جهانگردى خانوادگى پى برد. برعکس پذيرش و اشائه ارزش‌هائى نظير حفظ سلامت و بهداشت به‌وجود آورنده پاره‌اى از انواع جهانگردى است. نظير گذر از جهانگردى آب‌درمانى به‌جانب جهانگردى فرار از زندگى شهرنشيني.

تجربه جهانگردى نيز جزء امورى است که نه تنها به پيشرفت فرهنگى منجر مى‌شود بلکه خود سرچشمه فرهنگ است. اين موضوع را پس از بررسى شيوه‌هاى جديد فرهنگى باز شناخته‌ايم. در حقيقت توليد جهانگردى در حرکت جهانگرد به‌وجود مى‌آيد. اين توليدات عبارت است از:

- گسترش شناخت جغرافيائي، تاريخي، هنري، تکنيکي، سياسى و بالاخره توسعه تجارب، که به‌دنبال آن افق‌هائى بالاتر از فضاى محدوده خودي، که شخص يا گروهى بدان وابسته‌ هستند به‌‌‌‌‌‌‌‌‌روى آنان گشوده مى‌شود.

- باز شدن دروازه‌هائى از ادراک، ارزش‌ها، مدل‌هاى رفتارى و به‌طور خلاصه فرهنگ‌هاى جديد به روى شخص که با معيارها و شناخت‌هاى خودى کاملاً متفاوت است.

- از بين رفتن پيشداورى‌ها، اوهام و خيالات باطل و جايگزينى روح بردبارى و توسعه ادراک در شخص

- تصفيه و خالص شدن سليقه که در اثر ساخت و مشاهده زيبائى‌هاى طبيعى و هنرى در شخص به‌وجود مى‌آيد.

از طرف ديگر، پديده جهانگردى انگيزهٔ بسيارى از تغييرات در متن و بطن جامعه است. اين دگرگونى‌ها از راه موقعيت اقتصادى وارد شده و منجر به تحولات فرهنگى مى‌گردد. که در پاره‌اى از شرايط حتى به تغييرات اساسى و بنيادى نيز مى‌انجامد.

چناچه به قطب‌هاى جديد جهانگردي، مخصوصاً آنهائى که در جهان سوم به‌وجود آمده‌اند فکر کنيم، و تحولات عميق اجتماعي، اقتصادي، فرهنگى جمعيت اين قطب‌ها را، که به پيشرفت سريع جهانگردى گرفتار شده‌اند، ملاحظه نمائيم، موضوع روشن‌تر خواهد شد. به‌ويژه در جوامعى که حرکت خود را از زير صفر شروع کرده‌اند.

روان جامعه‌شناسى جهانگردى

مرز ميان علوم بيان‌شده (روانشناسى و جامعه‌شناسي) خالص و مشخص نيست، بلکه با عناصرى از طبيعت فردى و اجتماعى آميخته است.

در پديده جهانگردي، به سبب تغيير يا توجه به متغيرهائى که به روانشناسى مربوط مى‌شود، اصول و موارد مربوط به جامعه‌شناسى نيز مورد توجه قرار گرفته و دگرگون خواهد شد.

تحقيقات علمى در زمينه جامعه‌شناسى و روانشناسى جهانگردى با پيروى از روش مربوط به اين علوم انجام مى‌شود. نظير نمونه‌گيرى تجربى و مطالعه سيستماتيک بر روى رفتارهاى بشري. در مسير پوياى پديده‌ائى که در حال مطالعه آن هستيم، وابستگى ميان متغيرهاى پاره‌اى از عوامل جامعه‌شناسى يا روانشناسى به‌خوبى مشخص مى‌شود. مثلاً به‌هنگام عکس‌بردارى از يک موقعيت به‌خصوص و معين از زمان و براى دستيابى به يک سلسله از فيلم‌هاى متوالي، در اثر مدت زمانى نيازمند رعايت آن هستيم و هم به واسطه نظريات و فرضياتى که براى پيشرفت آينده در نظر مى‌گيريم، اين وابستگى نمايان مى‌شود. از بررسى مشاهدات جامعه‌شناسى و روانشناسى که به شيوه‌اى سيستماتيک انجام يافته است، مى‌توان نشانه‌هائى عملى و عينى در جهت روان جامعه‌شناسى جهانگردى به‌دست آورد.

واژه روان‌ جامعه‌شناسى فقط يک معنى ندارد، بلکه مى‌توان آن را به‌صورت 'مطالعه رفتارهاى اجتماعى و افکار عمومى تعريف کرد' با اين مفهوم روان جامعه‌شناسى به معنى روانشناسى جمعى نيز به‌کار مى‌رود.

در مرحله بعد نيز يک مفهوم تکنيکى‌ترى وجود دارد که به‌موجب آن روان جامعه‌شناسى مطالعات مربوط به‌ علت‌يابى‌ها، سنجش افکار و عقايد عمومى را انجام مى‌دهد.

اگرچه بعضى از نويسندگان معتقد هستند که: لفظ روان جامعه‌شناسى ترسيم‌کننده روانشناسى گروه‌ها، محرک گروه‌ها، و بالاخره تشکيل‌دهنده و دخالت عملى بر روى گروه‌ها است. ولى به‌نظر ما: 'روان جامعه‌شناسى جهانگردى علمى است انسانى و اجتماعى که نمايشگر لحظه اتحاد بين روانشناسى و جامعه‌شناسى جهانگردى است. نه ترکيب اين دو علم.

اين تعريف پس از دقت و تفکر زياد به‌دست آمده و بيانگر نظرات ما است و مى‌تواند تفسيرکننده: 'در حقيقت جهانگردان نقطه شروع و اشائه پديده‌اى انسانى‌ است، زيرا اين پديده جابه‌جائى انسان‌ها است نه کالاها.

روش ها و شیوهای جامع شناسی

مشاهده نخستين روش و شيوه‌اى است که در جامعه‌شناسى جهانگردى به کار گرفته مى‌شود. اين روش در مورد جهانگردان و نيز جهانگردان - مسافران اجراء مى‌شود. زيرا همچنان که رنه‌هوردن خاطر نشان ساخته است: 'براى اينکه بتوانيم سيمائى زنده و واقعى از فرانسهٔ سده‌هاى پيشين داشته باشيم، هيچ‌چيزى به اندازهٔ يادداشت‌هاى مسافران، هر چند خشک و ساده، ارزش ندارد. روى هم رفته مسافران در يادداشت‌هاى خود به آداب و رسوم مردم سرزمين‌هاى مورد بازديد و تفاوت‌هائى که ميان آداب و رسوم آنان با آداب و رسوم مردم کشور و سرزمين خود آنها وجود داشته است، اشاره کرده‌اند. ملى‌گرايان، جز به‌منظور هجو يا ابراز عشق و شيفتگى خود سخن نگفته‌اند. آنان هيچ دليل وبرهانى براى توجه و درج همهٔ جنبه‌هاى زندگى روزانهٔ خود نداشته‌اند.'

نخستين پرسش‌نامه در زمينهٔ جامعه‌شناسى جهانگردى و جهانگردان در دههٔ ۱۹۵۰ تدوين گرديد. بنابه دلايل کارى و اجرائي، جهانگردى نخست در چارچوب جامعه‌شناسى اشخاصى که تشکيل‌دهندهٔ مشتريان جهانگردى هستند و زمينه و عرصهٔ اجتماعى که در آن قرار دارند، مورد تحليل قرار گرفت. سپس به منزلهٔ شيوهٔ پژوهش اين تحقيقات برگزيده شد. فقط به تازگي، يا به‌عبارت ديگر با تأخير بسيار زياد، تشريح تغييرات اجتماعى کيفى و کمّي، که بر اثر جهانگردى روى مى‌دهند، پيشنهاد شد و از فنون و روش‌هاى ديگرى براى تشريح و توضيح اين بخش از جامعه‌شناسى جهانگردى استفاده شد.

همزمانى پيدايش جهانگردى در جوامع صنعتى

 

جامعه صنعتى همان جامعه‌اى است که در پى توسعه توليدات صنعتى متولد گرديد، و اين ولادت محصول استفاده از علم در تکنيک و تکنيک در توليد بوده است. در جامعه صنعتى و اولويت فعاليت‌هاى ثانويه (که زمانى صنايع دستى ناميده مى‌شد) نسبت به فعاليت‌هاى اوليه نظير کشاورزي، شکار، ماهيگيرى و غيره تأکيد مى‌شود. در اثر اين حرکت به‌صورت همزمان گسترشى چشمگير در فعاليت‌هاى ثالثيه يا خدمات به‌وجود آمد (مانند تجارت، بانک‌ها، بيمه، مددکارى اجتماعي، مدارس، حمل‌ونقل، ارتباطات و غيره) و به دنبال آن کشاورزى نيز صنعتى شد.

اين انقلاب عظيم يک دگرگونى بنيادى با خود به ارمغان آورد که بر همه چيز و از جمله شيوه زندگى کردن، نياز به کالاها و خدمات، روابط انساني، و به‌طور خلاصه بر فرهنگ اثر گذاشت.

به‌طور کلى مى‌توانيم مختصات جوامع و سازمان‌هاى صنعتى‌شده را به‌شرح زير طبقه‌بندى کنيم:

۱. ورود ماشين‌آلات و انرژى در توليد

۲. تمرکز سرمايه‌ها

۳. تمرکز کارگران

۴. حجيم شدن و مجتمع شدن شرکت‌ها و مؤسسات

۵. تقسيم کار و تفکيک مسئوليت‌ها

۶. کاغذبازى در شرکت‌ها و مؤسسات

۷. توليد انبوه و فراوان

از ميان نتايجى که ره‌آورد جامعه صنعتى است موارد زير براى ما از اهميت بيشترى برخوردار است.

- از نقطه‌نظر اجتماعي:

۱. کاهش توليد صنايع‌دستى و واحدهاى توليدى خانگى

۲. ايجاد نوعى روابط جديد در ادوات و مؤسسات و شرکت‌ها، و از دست رفتن روابط انسانى

۳. ظهور توده‌هاى عظيم انسانى و مجتمع‌هاى شهرنشينى

۴. ريشه‌کن شدن فرهنگ‌هاى سنتى و استاندارد شدن شيوه‌هاى نوين زندگى

۵. ناهماهنگى ميان زندگى در اداره و شرکت و خارج از آن.

۶. افزايش توليد

۷. ظهور جنبش‌هاى کارگرى

۸. بهبود دستمزدها

۹. افزايش مصرف

۱۰. کاهش ساعات کار و افزايش اوقات فراغت

- از نقطه‌نظر روانشناسى براى کارگرن مربوطه:

۱. تسلط در کار

۲. دور شدن آنان از شخصيت واقعى خود

۳. کاهش راندمان کارى کارگران

۴. فشار فيزيکى و روحى

۵. نياز به بازيابى انرژى فيزيکى و روانى از دست‌رفته.

۶. نياز به بازسازى شخصيت خود در مناطق و زمان‌هائى اغلب متفاوت با آنچه که در محيط کار وجود دارد.

جامعه‌شناسى جهانگردى

جامعه‌شناسى به معنى اعم عبارت است از مطالعه علمى اجتماع، و به معنى اخص علمى است که ساختارها و اعمال جامعه و بالاخص روابط موجود بين پديده‌هاى اجتماعى و محيطى که اين پديده‌ها در آن متجلى مى‌شوند. را مورد مطالعه قرار مى‌دهد.

جامعه‌شناسى سعى دارد وابستگى ميان پديده‌هاى اجتماعى و ايستائى و پويائى هرکدام را کشف نمايد. و همچنين تأثيرگذارى معيارها و پديده‌هاى اجتماعى بر حقيقت جامعه را در کليت خويش معلوم نمايد.

نظر به اينکه انواع پديده‌هاى اجتماعى فراوان و متفاوت هستند. لذا در کنار جامعه‌شناسى عمومى جامعه‌شناسى‌هاى ويژه‌اى نيز وجود دارد، نظير جامعه‌شناسى حقوقي، جامعه‌شناسى اقتصادي، جامعه‌شناسى هنري، جامعه‌شناسى صنعتى و غيره.

در چند دهه اخير جامعه‌شناسى جهانگردى نيز به پيشرفت‌هائى نائل شده است. اين علم اثرات متقابل شرايط زندگى اجتماعى و جهانگردي، را مورد مطالعه و بررسى قرار مى‌دهد. مثلاً به اين پرسش‌ها پاسخ مى‌دهد که: آيا رژيم سياسي، وضعيت اقتصادي، درجه و ميزان تعليمات و آموزش‌هاى عمومي، پيشرفت صنعتي، سن شهروندان و غيره بر کيفيت و کميت جهانگردى تأثير دارد يا خير؟ از طرف ديگر آيا جهانگردى بر فرهنگي، زندگى اقتصادي، سلامت عمومى و غيره اثر مى‌گذارد يا خير؟