کزارش سفر به گنبد سلطانیه
گزارش تور یک روزه (کروه تور لیدری آخر هفته)
حدود ساعت 7 بود که از تهران حرکت کردیم (به همراه کلاس لیدری آخر هفته) . اتوبان تهران کرج و بعد کرج قزوین .. فکر میکنم حدود 40 کیلومتر مانده به زنجان تابلوی سلطانیه راه را نشان میداد . خروج از اتوبان و حرکت به سمت سلطانیه . شهر کوچکی که گنبد معروف آن شهرت جهانی دارد .
میگویند بر اساس کتیبه های به دست آمده از شاهان آشور در قرن هشتم پیش از میلاد سلطانیه محل سکونت طایفه جنگاور ساکاراتی ها بوده و در عهد فرمانروایان ماد بنام اربیاد خوانده می شده و پارت ها آن را بنام اولین پادشاه خود ارساس نامیده اند .پس از استقرار مغولان در ایران و پایتختی تبریز با توجه به شباهت چمنزار سلطانیه به چمنزارهای مغولستان توجه ایلخانان به این منطقه جلب گشت . قابل ذکر است که ظاهرا چمنزارهای این منطقه ویژگی منحصر به فردی دارند و از مرغوبیت بسیاری برخوردار هستند .
مطلب دیگر که باید ذکر کنم قدمت منطقه است که با توجه به وجود یک تپه باستانی به قدمت حدود 7000 سال میرسد .
واما گنبد سلطانیه
به جهت عضمت و بلندی بنا براحتی میتوان آن را یافت . بنا در حال بازسازی است و اطراف آنرا محوطه سازی نموده اند . بلیط ورودی 500 تومان بود . از راهنمای محلی و کسی که توضیحاتی به بازدید کنندگان بدهد خبری نبود و یا شاید هم ما ندیدیم . بازدید از بنا حداکثر حدود 2 ساعت وقت خواهد گرفت . در بروشویی که هنگام تهیه بلیط در اختیار بازدید کنندگان میگذارند ، آمده که : این بنا در دوران حکومت اولجایتو ( سلطان محمد خدابنده ) در مدت 10 سال از سال 703 تا 713 ه.ق احداث شده . ارتفاع گنبد 5/48 متر وقطر دهانه گنبد 5/25 متر می باشد . گنبد سلطانیه بنایی است 8 ضلعی که طول هر ظلع آن 17 متر است . هشت ضلع داخل بنا در طبقه همکف بصورت 8 ایوان ( چهار بزرگ و چهار کوچک ) مشخص است . بنا شامل سه طبقه و سه قسمت ( گنبد خانه – تربت خانه و سردابه ) است . تزئینات داخلی بنا بعد ها به جهت سفر سلطان به کربلا و شیعه شدن او بشکلی است که بخوبی مشخص کننده شعائر شیعی است .
قسمت تربت خانه با کتیبه های قرآنی تزئین گشته . وجه تسمیه نام آنهم به جهت روایتی است که بر اساس آن در ساخت بخشهایی از بنای آن تربت کربلا بکار رفته
بنا بر نوشته جامع التواریخ رشیدی محل دفن سلطان هم در سرداب بنا واقع است .
گنبد سلطانیه بسیار زیباتر از آنچیزی بود که فکر میکردم . فکر میکنم با پایان کار بازسازی عضمت آن بخوبی هویدا شود . میگویند این بزرگترین گنبد آخری دنیاست .
طبقه دوم گنبد هم به جهت نوع تزئینات سقف و دیوارها و هم به جهت چشم انداز آن بسیار دیدنی بود .
محوطه اطراف گنبد هم فضای مناسبی برای نشستن و استراحت و لذت بردن بود .
سرویس های بهداشتی نزدیک در ورودی محوطه اطراف گنبد ، نسبتا تمیز بودند . با شیبی که دسترسی افراد معلول را هم سهولت میبخشید ( چیزی که معمولا در ایران در نظر گرفته نمیشود ) .
بنایی بازسازی شده درطرف دیگر گنبد قرار داشت که ظاهرا رستوران بود .
دیدار از کنبد سلطانیه لذتی فراموش نشدنی برایم بود .
تنها ماند یک نکته. سه اتاقک در ورودی محوطه باز گنبد به فروش صنایع دستی اختصاص داشت که متاسفانه با کمال بی سلیقگی و یا شاید بی توجهی ، اتاق وسط، انواع چاقو و دشنه زنجانی را برای فروش به شیشه خود آویزان کرده بود . مجسم کنید توریست هایی که برای بازدید از یک بنای تاریخی و فرهنگی مراجعه میکنند و با انواع آلات ( چاقو – دشنه – خنجر ) قتاله روبرو میشوند چه احساسی پیدا میکننند و از خود چه میپرسند ؟ تذکر این نکته لازم است که این دشنه ها هیچ ویژگی خواستی به جهت مثلا دسته تزئین شده و یا از این قبیل نداشتند که فرض بر سنبلیک بودن و تزئینی بودن آنها بتوان داد و آیا اصولا فروش خنجر
و دشنه برای عموم و آنهم در یک مکان فرهنگی مثل موزه چه مجاز است ؟ ما که نفهمیدیم !!!!
با تشکر از گروه آخر هفته و شرکت آتالند وفرنوش صفوی و دکتر مومنی ودکتر سیدی عکس از رسول عطایی وتمام کسانی که در این سفری من رو تحمل کردنند...
هدف از ساخت این وب لاگ هدفمند کردن مسافرتهای داخلی و خارجی میباشد اگر نظر یا پشنهادی در ضمینه گردشکری در ایران دارید با نظرات خود من را یاری کنید با سپاس مدیر وب لاگ